بوشهر پورت

براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

دریانورد جوان و قایق های ماهیگیری

سيد حسام مزارعي
بوشهر پورت براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

دریانورد جوان و قایق های ماهیگیری

 

یکی از روال های کاری فرماندهان کشتی های تجاری نوشتن "دستور شب" (Night Order) است که محتوای آن با توجه به منطقه محل دریانوردی ، شرایط جوی و ... متفاوت است و فرماندهان شناورها نکات مهمی که هر افسر دریانورد می بایست در شیفت خود با دقت بیشتری مد نظر قرار دهد ، می نویسند و افسران مسئول ناوبری کشتی، قبل از شروع شیفت خود آن را خوانده ، امضاء و در طول شیفت خود رعایت می کنند. یکی از موارد ثابت دستور شب این است که در هر شرایطی که فکر می کنید قادر به ناوبری یا مدیریت کشتی نیستید ، "برای تماس با من تردید به خود راه ندهید!" حتی اگر دستور شب هم نباشد ، دریانوردان جوان می دانند که در صورت نیاز می توانند و باید با فرمانده تماس بگیرند و از او کمک بخواهند.

یکی از دوستان ما ، از قول یکی از افسران کشتی نقل می کرد در یک شب در دریا  تعداد بسیار زیادی قایق های ماهیگیری چند مایل جلوتر از کشتی و درست در مسیر دریانوردی خود مشاهده کردم ،  به طوری که صفحه رادار کشتی از وجود تارگت های این قایق ها روشن شد. از آنجا که هدایت کشتی در میان این همه قایق ماهیگیری ، با توجه به تجربه اندک من مشکل بود ، چاره ای ندیدم جز این که فرمانده را صدا بزنم.

فرمانده که به پل فرماندهی آمد ، با دوربین نگاهی به جلو انداخت ، رادار را چک کرد ، وارد اتاق نقشه  شد و  سپس با خونسردی گفت : "من یه کم گشنه ام. میشه لطفا" یه تن ماهی باز کنی با هم بخوریم؟!"  گفتم کاپیتان! قایق ها .... گفت : "من مسئولیت ناوبری را تحویل گرفتم ، اون کاری که میگم بکن!"  

کشتی همچنان بر روی اتوپایلت ، در مسیر مورد نظر پیش می رفت. یک تن ماهی برای جناب فرمانده باز کردم و خواستم مراقب دریانوردی باشم. فرمانده با خونسردی گفت: "بشین با هم غذا بخوریم!" با توجه به شناختی که از روحیات فرمانده داشتم ، چاره ای جز اطاعت ندیدم ! چند لقمه خوردم و بلند شدم که مراقب دریانوردی بشوم. گفت: "بنشین تا آخرش همراهی کن!" با ترس و دلهره ادامه دادم. 20 دقیقه ای طول کشید. شام را خوردیم. با فرمانده اتاق نقشه را ترک کرده و نگاهی به دریا و رادار و ... انداختیم. از قایق های ماهیگیری رد شده بودیم و قایق ها چند مایل پشت سرمان بودند!!

فرمانده با خونسردی گفت: برخی اوقات در مواجهه با خطرات ، بهترین کار این است که کاری نکنی ! لازم نیست مسیر دریانوردی یک کشتی 200 متری را ، برای چند قایق 10 متری تغییر بدهی!! شب به خیر!...

****

-     هدف از این نوشته ، "توجیه کردن حماقت" نیست!

-    حدود شش ماه از کارآموزی مقطع کارشناسی خود را بر روی کشتی یی گذراندم که فرد مذکور ، فرمانده اش بود . با شناختی که از ایشان دارم،  چنین کارهایی از ایشان بعید نیست!

-    بسیاری از حوادثی که از الان نگرانشان هستیم و زندگی خود را برای آنها تلخ کرده ایم ، اتفاق نخواهند افتاد. می توانیم به جای  فکر کردن به آنها ، از "تن ماهی" خود لذت ببریم!

-     بزرگ باشیم تا مشکلات کوچک ، خود به خود از سر راهمان کنار بروند.

 

دکتر یحیی یحیایی



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۸ | 5:37 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.