بوشهر پورت

براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

زنده یاد فرهاد خسروانی

سيد حسام مزارعي
بوشهر پورت براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

زنده یاد فرهاد خسروانی

در هنگام کار روی کتاب "خاک، خاک ... آب"،‌فرهاد خسروانی عزیز آسمانی شد. بر آن شدم کتاب را به روح آن همکار عزیز پیشکش کنم. سری به دوستان نزدیکش زدم و از آن ها خاطرات جنگ به ویژه اسارتش را خواستم. به هر که گفتم تنها به یک جمله بسنده می کرد. آنقدر فرهاد از یادآوری آن روزها در هم می ریخت که هیچ کس از ایشان خاطره ای به یاد ندارد. در میان مستندات روابط عمومی و زحمات همکاران پیشین این مجموعه متن نوشته ای از ایشان یافتم که بهترین فرصت بازنشر آن را به هفته دفاع مقدس نهادم تا به نیابت از دیگر همکاران ایثارگر،‌یاد رشادت ها و حماسه این عزیزان را گرامی بداریم.

زنده یاد فرهاد خسرواني:

"جنگ آغاز شده بود و مادر خارگ بوديم . تا قبل از اعزام به منطقه ، با افراد بومي براي خاموش نمودن آتش تانكرها و لوله هاي شركت نفت همكاري داشتيم و مشكلات و شرايط سخت بمباران در آن مدت را بياد دارم. جهت خدمت سربازي به منطقه سومار اعزام شدم. در تاريخ 31/4/67 در همان منطقه هنگام تك دشمن اسير شدم . پس از اسارت ما را به شهر يعقوبيه عراق انتقال دادند. مدت 4 ماه در همان منطقه در يك پايگاه نظامي زنداني بوديم. بعد از 3 ماه به علت بيماري ما را به منطقه تكريت عراق بردند و تا آخر اسارت در آنجا بوديم .

- در طول مدت اسارت به علت گرسنگي هاي مداوم و تنبيه هاي شديد كه روزها انجام مي گرفت و همچنين برخوردهايي كه در شان انسان نبود، بر روي ما اعمال داشتند . نيروهاي بعثي افراد را به نخواندن نماز و انجام ندادن تكاليف شرعي و دعا تشويق مي نمودند و چنانچه ما را در حال عبادت مشاهده مي كردند ، تمام شبانه روز را مي بايست در شكنجه به سر مي برديم .با گفتن كلمه شكنجه نمي توان لحظات طاقت فرساي حاكم در آنجا را بيان نمود. بر اثر شكنجه هاي زيادي كه بر ما وارد كردند ،ناراحتي قلبي-ديسك كمر،قند خون و...را براي ما بعد از جنگ به يادگار گذاشت و اين گذشته تلخ، هميشه در ذهن من باقي خواهد ماند جز در لحظاتي كه افراد دلسوز واقعي ، تسلي روحي و رواني به من مي دهند".



تاريخ : دوشنبه سوم مهر ۱۴۰۲ | 23:16 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.