بوشهر پورت

براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

لباس ها خالی از آدم

سيد حسام مزارعي
بوشهر پورت براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

لباس ها خالی از آدم


اولا چرا باید سر از دریا درآورده باشم؟
ثانیا چرا باد باید تا ابد علیه من بوزد؟
ثالثا سانحه هیچ گاه خوش خبر نخواهد بود؟

بگذار گزاره ی « چه دل های خونی در ساحل است»
نتیجه را به این نکشاند که « چه جای خوبی گیر کرده ایم»
چرا که گیر کردن هیچ گاه تسلی بخش نبوده ست.

شما می توانید باد بوزانید!
شما می توانید باد بخوابانید!
شما می توانید نوح بازی در بیاورید
و احدی را حساب نیاورید
اما تصدیق بفرمائید:
غرق، ارث پدری ما ست؛
و هیچ کس نمی تواند مثل غرقی ها
مشت بجنباند و ندانید چرا
و با سر در نیاوردن ها عقوبت تان کند.

خداحافظی شور، منشور ساحل نشینان ست.
لباس ها خالی از آدم به ساحل بر می گشتند
من اما گیر کرده در آب بودم
کمی هاج بودم کمی واج بودم
کمی قایق سوراخ بودم، کمی از مرده های امسال بودم
و بیش از همه صندوقی از صدا بودم که به جایی نمی رسید
چرا که باد علیه من می وزید
و زنده ها را در جنازه ها جا می کرد
بعد استحاله ی پیکر بود
بعد خوراک صورت بود
بعد شما به یکدیگر خسته نباشید گفتید
بعد و بعدها هم از این دست بود
و نتیجتا چه دل های خونی در ساحل است!


حسین باقری


از کتاب « با دهانم در دست تعمیر»
انتشارات سرزمین اهورایی
بهار ۱۴۰۲



تاريخ : شنبه هجدهم آذر ۱۴۰۲ | 18:16 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.