بوشهر پورت

براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

نگاهی اجمالی به دهه سی و چهل بندر

سيد حسام مزارعي
بوشهر پورت براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

نگاهی اجمالی به دهه سی و چهل بندر


**

امروز پیشکسوت بندر منت بر من نهاد و پای به اتاق گذاشت تا پای صحبتش بنشینم. مصطفی صفازاده را می گویم. این بار اتو کشیده و جذاب با آن خوش مشربی و آن حافظه ی بی نظیرش.
دوباره خیش قلم را بر می دارم تا به کمک جناب صفازاده کشتزار گذشته بر بندر را شخم بزنم و از « اولین» های بندر بگویم. از دهه سی و چهل... از هسته ابتدایی بندر ... از اولین شناور ملکی بندر ... از نخستین تجهیزات بندر و...


از هر دری سخن راندیم و در لابلای اطلاعاتی که از پیشینه بندر می داد روایت هایی از کودکی ها و پیشینه مردم بوشهر هم می داد. اینکه در سال ۳۵، هفت سال خشکسالی بود و ایشان چون در شرکت عمران جنوب زیر نظر اداره شیر و خورشید کار می کرد و وقتی که جهت بازدید به روستاهای اطراف بوشهر رفته بود، کدخدا اذعان داشت که مردم در فقر مطلق به سر می برند، لباس مناسب ندارند و مردم رو به آرد کردن هسته های خرمای افتاده بر زمین کرده اند. به همین دلیل با پایتخت در میان گذاشته شد. و پس از مدتی محموله ای از آرد سفید، نوشت افزار، روغن و پارچه رسید و در بین مردم آن آبادی تقسیم شد. زمانی که اقلام به کدخدا داده شد که در بین مردم تقسیم شود با تهدید هم روبرو شد که اگر استعلام گرفته شود و در بین مردم یک گونی آرد و یک روغن و پارچه به هر خانوار برای یک ماه شان داده نشود، اعدام می شود.


یا وقتی صحبت از ورود کشتی ده هزار تنی گندم به لنگرگاه شد و با تشاله ها آن ها را به بندر آوردند به دلیل نبود گندم و خشکسالی، فقط چهار هزار تن آن به سیلوها منتقل شد و مابقی در هنگام تخلیه توسط ملوانان سر از بازار و شهر می آورد. البته با علم بندری ها این کار صورت می گرفت چرا که خشکسالی بدجور فشار روی مردم آورده بود و گفته بودند هر کس می خواد ببره، ببره. گندم ۵ قرانی که به پانزده قران رسیده بود، پس از مدتی در بازار به دو قران رسید.

(من باب مزاح این هم در حاشیه بنویسم که در حین گفت و گو با جناب صفازاده و وقتی از هفت سال قحطی و سپس کشتی گندم می گفت، همکاران برق وارد شدند و در حین بالارفتن از پله با همان جدیت گفتند دارید سناریوی سریال یوسف می نویسید؟)


اما اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی به اداره بندر سال سی و چهل بیندازیم:


اداره بندر در دهه سی خورشیدی و زیر مجموعه گمرکات، در ساختمان شریف پور روبروی دریا - حد فاصل ساختمان شورا تا بنیاد ایرانشناسی- با تابلویی رنگ پریده با عنوان «اداره بندر» بود و کارکنان آن زمان خمیسی، پورکبگانی، میرزا و فیروزپور بودند. ( از آقای عبدالحسین مهربان که هم پیشکسوت دریا هستند و هم خود در آن منطقه حضور دارند، پرسیدم. ایشان اطلاعات خیلی خوبی دادند:

« حول و حوش ۳۷، که بندر از گمرک جدا شد، آقای صحایی تحصیل کرده ایتالیا که اتفاقا خانمش هم ایتالیایی بود و کارمند گمرک بود به عنوان اولین مدیر بندر در ساختمان علوی جنب موزه مردم شناسی کنونی نخستین ساختمان اداری بندر را راه انداختند. پس از یکی، دو سال آقای مهندس افلاطون به عنوان مدیر بندر در ساختمان ایرانی منتهی الیه خیابان ساحلی ( دهقان به ساحلی) بودند و بعدها در بانک ملی ...»

پس از آن ساختمان اداره بندر در ساختمان بانک ملی در کنار مدرسه گلستان برای مدت کوتاهی بود.‌ طبقه فوقانی آن منزل مدیرکل و پایین امور دریایی.

پس از اینکه صفازاده در سال ۴۶، دوره آموزشی ترابری در بندرعباس را به مدت یک سال گذراند - یک سال بعد با حقوق ۴۵۰ تومان و ۱۵۰ اضافه کار یعنی جمعا ۶۰۰ تومان - استخدام بندر شد، ساختمان مرکزی بندر با نفرات محدود در دو اتاق کنار اسکله بین انبارها بود ( دفتر کنونی آقای بشیری دفتر مدیرکل بود). بعدها حدود سال ۵۳ خورشیدی، ساختمان عملیات افتتاح شد و در دهه نود تا به اکنون نیز در برج بندر تمامی بخش های اداری متمرکز شدند.


** هسته ابتدایی بندر را اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی در دهه ۴۰ داشته باشیم:


مدیر وقت بندر: مهندس معمارور ( به نقل از کپتن غریبی آقای مهندس معمارور به عنوان اولین مدیرکل بندر نیست و قبل از ایشان آقای شفیعی بود که از عمویش که دو سال پیش به رحمت خدا رفته است و اطلاعات خوبی از پیشینه بندر داشت، شنیده که آقای شفیعی قبل از معمارور بوده است. تلفن را برداشتم و تماسی با آقای مهربان پیشکسوت عزیز و دوست داشتنی داشتم. ایشان از اینکه آقای دشتی قبل یا بعد از معمارور بوده به یاد نداشتند اما خوب به یاد داشتند که بعد از آقای دشتی، مهندس محمودزاده مدیرکل بندر بودند).
معاون: بشیری
حسابداری: میرزا
بعدها کارگزینی: خواجه گانی
- به نقل از کپتن غریبی آقای تنگسیری - ابوی ناخدا شاپور- نیز آن زمان رئیس ثبت شناوران بود-

صفازاده در سال ۴۷ فعالیت خود را با رانندگی تراکتوری که حد فاصل بین اسکله تا انبار، وظیفه انتقال بار را داشت، آغاز کرد. در کنار ایشان سه نفر به نام های غلامرضا عالی حسینی، کریم ارشدی زاده، خلیل خرمایی نیز همان موقع استخدام شدند که به عنوان بارشمار کار خود را آغاز کردند.

از منظر تجهیزات نخستین جرثقیل موتوری که به صورت ثابت بود یک کرین سی جی بی مربوط به شرکت توانیر که آن زمان جهت تخلیه پایه های تیر برق و دکل ها روی اسکله بود و بعدها ملکی بندر شد و روی اسکله باقی ماند. البته قبل از آن نیز یک کرین دستی بود که با کمک دو سه نفر با چرخاندن هندل آن برای تخلیه بار همچون دو، سه کیسه گندم یا ... استفاده می شد. در کنار این، سه جرثقیل جونز انگلیسی و دو لیفتراک که یکی از راننده های آن آقای گلابیان و‌ دیگری مندسن ( محمد حسن) نامی بود.

از منظر انبار، گمرک وقت ۱۳ انبار کوچک و بزرگ فرسوده داشت که سقف آن ها همه آب می داد و مجبور به کشیدن برزنت و‌ پلاستیک روی بارها بود. یک انبار بسیار خوب، نو ساز و با زیرسازی عالی توسط هلندی ها در کنار این انبارهای گمرک به عنوان انبار چهاردهم مربوط به اداره بندر بود که در هنگام ساخت دو پست اسکله و لایروبی کانال دسترسی، ساخته شده بود.

یک لنج چوبی به عنوان تنها شناور ملکی بندر بود که وظیفه بردن مدارک ورودی و خروجی کشتی های در لنگرگاه و تعمیر بویه ها را به عهده داشت. همچنین یک دوبه و بارج نیز برای زمانی که کشتی را به دلیل محدودیت اسکله دبل بنگ می بستند و کشتی دوم را از سمت دریا با بارج یا دوبه تخلیه می کردند. پس از تخلیه نیز بارج را سمت نگین می بستند.( به نقل از کپتن غریبی دو یدک کش ریگ و‌ ریشهر نیز جزو شناورهای ملکی آن زمان بندر بودند که بعدها یعنی سال ۵۲ به بعد شناورهای برنا و سیستان جایگزین آن ها شدند).

آن موقع نه خبری از بی سیم و مخابرات دریایی بود، نه واحدی به عنوان آتش نشانی و نه گارد. البته چون بندر زیر نظر گمرک بود نگهبانان نیز از گمرک بودند. نیاز به پایلوت نبود چرا که به دلیل عمق کانال دسترسی اصلا کشتی ورود نمی کرد و می بایست در لنگرگاه بیرونی بماند و توسط تشاله ها باز به بندر بیاید.
ایشان یک گره تاریخی در ذهن خودم مربوط به یک سازه قدیمی را باز کرد که بسیار از آن خرسند شدم اما فعلا تا اطمینان حاصل کردن، مسکوت می گذارم.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۲ | 11:54 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.