
با سلام و احترام
دیروز در وبگردی ها، با پیجی آشنا شدم که عکس های بسیار خوبی از پیشینه بندر بوشهر را داشت. یکی از موضوعات تاریخی بندر، جزیره عباسک است که دیرزمانی بیش از یک قرن پیش، ایستگاه قرنطینه بود. به نقل از کتاب راهنمای خلیج فارس به زبان لاتین که کپتن غریبی زحمت آن را کشید، کشتی های ورودی به لنگرگاه ملزم به برافراشتن پرچم زرد را داشتند که این پرچم نشان دهنده عدم بازرسی کشتی بود. به محض اینکه کشتی از طرف بندر از منظر سلامت افراد و نبود بیماری چک می شد، پرچم به پایین کشیده می شد.
همچنین عکسی دارم که فردی دو متری مسافری را روی دوش از قایق به عباسک منتقل می کند و پیشتر داستان این فرد را در وبگاه با عکس درج کرده ایم که در مقابل دریافت وجه، به دلیل کمی عمق آب تا پای جزیره، وظیفه جا به جایی مسافران کشتی را به عهده داشتند.
اما دیروز برای نخستین بار بود که عکسی را از خود جزیره می دیدم و برایم جالب بود.
منبع عکس: پیج اینستاگرام شهر خورشید


هوای مه گرفته پاییزی امروز، شنبه 25 آذرماه 1402

***
شانزدهمین دوره مسابقات تخصصی -ورزشی کارمندان یگان حفاظت بنادر کشور با شرکت سیزده تیم از سراسر بنادر بمدت دو روز از ۲۰ لغایت ۲۱ آذرماه به میزبانی بندر نوشهر (شهر کلارآباد ) در دو رشته آمادگی جسمانی و تیراندازی با تفنگ و تپانچه فدراسیونی برگزار گردید که در نهایت و در مجموع امتیازات تیمی در رشته آمادگی جسمانی و تیراندازی تیم های بندر امام (ره)، بندر نوشهر و بندر خرمشهر بترتیب مقام های اول تا سوم را کسب نمودند و تیم بندر بوشهر با نهایت شایستگی مقام چهارم تیمی و تیم اخلاق این دوره از مسابقات را کسب نمود.
- محمد علی شفیعی در تیراندازی با تفنگ بادی مقام دوم
- محمود شیروانی مقام سوم تیراندازی با تپانچه
- هادی دریایی بعنوان مقام اول و میلاد برازجانی به مقام دوم رده های سنی رشته آمادگی جسمانی دست یافتند.

نمایشگاه پژوهش و فناوری در لابی برج بندر

به بهانه ۲۱ آذرماه زادروز احمد شاملو
« .... کنارِ ساحلِ آشوب، مرغی فریاد زد
و صدایِ او در غرشِ روشنِ رعد خفه شد.
و من فانوس را در قایق نهادم. و ریسمانِ قایق را از چوبپایه جدا کردم. و در واپسرفتِ نخستین موجی که به زیرِ قایق رسید، رو به دریای ظلمتآشوب پارو کشیدم. و در ولولهی موج و باد ــ در آن شبِ نیمهخیسِ غلیظ ــ به دریای دیوانه درآمدم که کفِ جوشانِ غیظ بر لبانِ کبودش میدوید.
موج از ساحل بالا میکشید
و دریا گُرده تهی میکرد
و من در شیبِ تهیگاهِ دریا چنان فرو میشدم که برخوردِ کفِ قایق را با ماسههایی که دریایِ آبستن هرگز نخواهدِشان زاد، احساس میکردم.
اما میدیدم که ناآسودگیِ روحِ من اندکاندک خود را به آشفتهگیِ دنیایِ خیس و تلاشکارِ بیرون وامیگذارد.
و آرامآرام، رسوبِ آسایش را در اندرونِ خود احساس میکردم.
لیکن شب آشفته بود
و دریا پرپر میزد
و مستی دیرسیرابی در آشوبِ سردِ امواجِ دیوانه به جُستجویِ لذتی گریخته عربده میکشید…
و من دیدم که آسایشی یافتهام
و اکنون به حلزونی دربهدر میمانم که در زیروزِبَررفتِ بیپایانِ شتابندگانِ دریا صدفی جُسته است.
و میدیدم که اگر فانوس را به آب افکنم و سیاهیِ شب را به فروبستگیِ چشمانِ خود تعبیر کنم، به بودای بیدغدغه مانندهام که درد را از آن روی که طلیعهتازِ نیروانا میداند به دلاسودگی برمیگزارد.
اما من از مرگ به زندگی گریخته بودم.
و بویِ لجنِ نمکسودِ شبِ خفتنجایِ ماهیخوارها که با انقلابِ امواجِ برآمده همراهِ وزشِ باد در نفسِ من چپیده بود، مرا به دامنِ دریا کشیده بود.
و زیروفرارفتِ زندهوارِ دریا، مرا بهسانِ قایقی که بادِ دریا ریسمانش را بگسلد از سکونِ مردهوارِ ساحل بر آب رانده بود،
و در مییافتم از راهی که بودا گذشته است به زندگی بازمیگردم.
و در این هنگام
در زردتابیِ نیمرنگِ فانوس، سرکشیِ کوهههای بیتاب را
مینگریستم.
و آسایشِ تن و روحِ من در اندرونِ من به خواب میرفت.
و شب آشفته بود
و دریا چون مرغی سرکنده پرپر میزد و بهسانِ مستی ناسیراب به جُستجویِ لذت عربده میکشید.
در یک آن، پنداشتم که من اکنون همه چیزِ زندگی را بهدلخواهِ خود یافتهام.
یک چند، سنگینیِ خُردکنندهی آرامشِ ساحل را در خفقانِ مرگی بیجوش، بر بیتابیِ روحِ آشفتهیی که به دنبالِ آسایش میگشت تحمل کرده بودم: ــ آسایشی که از جوشش مایه میگیرد!
و سرانجام در شبی چنان تیره، بهسانِ قایقی که بادِ دریا ریسمانش را بگسلد، دل به دریای توفانی زده بودم.
و دریا آشوب بود.
و من در زیروفرارفتِ زندهوارِ آنکه خواهشی پُرتپش در هر موجِ بیتابش گردن میکشید، مایهی آسایش و زندگیِ خود را بازیافته بودم، همه چیزِ زندگی را بهدلخواهِ خویش بهدست آورده بودم.
اما ناگهان در آشفتگیِ تیره و روشنِ بخار و مهِ بالایِ قایق ــ که شب گهواره جنبانش بود ــ و در انعکاسِ نورِ زردی که به مخملِ سُرخِ شنلِ من میتافت، چهرهیی آشنا به چشمانم سایه زد.
و خیزابها، کنارِ قایقِ بیقرارِ بیآرام در تبِ سردِ خود میسوختند. ...»
وبگاه همدلی بوشهر پورت
Bushehrcontrol.blogfa.com
اداره بندر گناوه در مهرماه سال ۱۳۶۶ بطور رسمی توسط جناب آقای مهندس سعیدی کیا وزیر وقت محترم راه و ترابری، جناب آقای مهندس مدد مدیرعامل محترم وقت سازمان بنادر و کشتیرانی و در زمان مدیرکلی جناب آقای مهندس ساسانی و با حضور مسئولین استانی و شهرستانی افتتاح گردید و بنده اولین مسئول آن بندر بودم که با حضور ۴ نفر از کارمندان، رسما فعالیت اداری و بندری و دریایی را در آن بندر آغاز نمودیم.
علی ابراهیم زاده

مدت مدیدی بود که ایستگاه کتاب لابی، گوشه ای بدون نگاهی از سر مهر به انزوا نشسته بود. به همین دلیل در تابستان فراخوانی را نسبت به تجهیز آن در وبگاه دادم. کتاب هایی تهیه گردید و به دنبال فرصتی بودیم. هفته کتاب بهترین فرصت بود که به دلیل نمایشگاه کتاب میسر نشد.
امروز در راستای اشاعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی و تکریم ارباب رجوع، توفیق رفیق راه شد و به همراه همکاران گرامی روابط عمومی و تنی چند از دوستان بخش های دیگر، ایستگاه کتاب لابی برج بندر را به کتاب مجهز کردیم.
حسین باقری عزیز همکار ادیب و نویسنده مان نیز همراهمان بود و کتاب خود را به ایستگاه اهدا نمود.









محمدرضا هادیلو
اقتصاد دریا محور، طلایی که خاک میخورد
توسعه دریامحور و اقتصاد دریا که اخیراً بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته، موضوعی بسیار کلی است و لازم است تا تصویر روشنی از آن ترسیم شود. تعریف اقتصاد دریامحور استفاده پایدار از ظرفیت منابع و گسترههای آبی اعم از اقیانوسها، دریاها، دریاچهها و جزایر برای رشد اقتصادی، بهبود وضعیت معیشت و ایجاد اشتغال و در نهایت افزایش تولید ناخالص داخلی است. بنابراین، حوزه اقتصاد دریا فراتر از مواردی از قبیل شیلات و گردشگری دریایی است و مستلزم ظهور و حمایت از صنایع مرتبط با آب و دریا و از جمله حمل ونقل دریایی، گردشگری دریایی، انرژیهای تجدیدپذیر، آبزی پروری و شیلات، بیوتکنولوژی دریایی، زیستهواشناسی و معدنکاری دریایی است.
شاید اگر امروز تصمیم گرفته شود ۱۰۰ موضوع و اقدام اساسی در فرآیند توسعه کشور فهرست گردد و از بین آنها ۵۰ موضوع مهمتر انتخاب شده و در نهایت پنج موضوع کلیدی و جدی برگزیده شود، بدون شک موضوع توجه به اقتصاد دریا محور و توسعه سواحل در سبد انتخاب نهایی قرار میگیرد. ایران با داشتن ۵ هزار و ۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی جنوبی و شمالی که ۴۰ درصد مرزهای کشور را در بر میگیرد، کشوری دریایی محسوب میشود؛ ولی در میزان استفاده از این نعمت خدادادی چندان موفق نبوده است. بیشترین فعالیت در عرصه سواحل کشور، مربوط به محدودههای شهری و روستایی و تأسیسات بندری و نظامی است که همه اینها حدود پنجدرصد از ظرفیت سواحل کشور را به خود اختصاص دادهاند و حدود ۹۵ درصد از این ظرفیت مورد توجه قرار نگرفته است. در حالی که این مناطق دارای اهمیت ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک در مقیاس جهانی و منطقهای هستند.
سهم اقتصاد دریا پایه در کشور ما کمتر از دو درصد است و بهرغم اینکه سالهاست نسبت به اهمیت این بخش از اقتصاد صحبت به میان آمده است ولی تاکنون به خوبی به این بخش از اقتصاد پرداخته نشده است.
همجواری با خلیج فارس از جمله داشتهها و توانمندیهای مهم بوشهر به شمار میآید که باید با استفاده از ظرفیت مراکز علمی و دانشگاهی زمینه توسعه اقتصاد دریاپایه در استان فراهم شود.
استان بوشهر دارای ظرفیتهای بزرگ و خوبی در زمینههای مختلف است که دریا را باید در صدر این لیست قرار داد. ظرفیتی که تاکنون به درستی و به صورت ویژه از آن بهره برده نشده است.
همجواری با خلیج فارس اگرچه از گذشتههای دور تاکنون برای مردم این استان اشتغال آفرینی کرده ولی صیادی و تجارت دریایی تنها بخشی از ظرفیتهای دریا است که اکنون نیز به صورت سنتی در بوشهر استفاده میشود.
در دنیا اقتصاد دریا پایه جایگاه ویژهای دارد و کشورهایی که دارای ساحل و دریا هستند از آن برای توسعه تولید و اشتغال و درآمدزایی به صورت ویژه بهره میبرند.
برای توسعه اقتصاد دانشبنیان، راهی جز ورود مراکز علمی از جمله دانشگاهها و پارکهای علم و فناوری نیست و باید از سرمایه مراکز رشد و شرکتهایی فعال در این عرصه بهره برد و دریا را آن طور که هست، دید.
ناگفته نماند مسئولیت تدوین دستورالعمل اجرایی سیاست توسعه دریا محور، از طرف دفتر حکمرانی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی به استان بوشهر و دانشگاه خلیجفارس واگذار شده است.
دانشگاه خلیج فارس به عنوان دانشگاه مادر در بوشهر میتواند نقش مهم و اساسی برای توسعه اقتصاد دریا محور داشته باشد که اکنون سیاستگذاری در این زمینه به این مرکز واگذار شده است.
موضوع توزیع نامتوازن جمعیت در کشور و نگاه تمرکزگرایی و عدم توجه جدی به پتانسیلها و ظرفیت و منابع نواحی مرزی و به خصوص در نواحی با مرز آبی چالش بسیار جدی است. به عنوان نمونه، هفت استان ساحلی ما که حدود ۲۵ درصد مساحت کشور را به خود اختصاص میدهند، تنها دربرگیرنده حدود ۱۰ درصد جمعیت کشور هستند. در حالی که بررسیها نشان میدهد که به ازای ایجاد یک شغل در بخش اقتصاد دریا، چهار شغل جدید ایجاد میگردد که در مقایسه با سایر بخشها بسیار قابل توجه است.
در حال حاضر بسیاری از کشورهای جهان سهم عمدهای از تولید ناخالص ملی خود را از دریا تأمین میکنند. در این میان ویتنام و سپس چین با بیش از ۵۰ درصد، در صدر قرار دارند. ایران نیز حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص ملی خود را از دریا تأمین میکند که با توجه به پتانسیلهای موجود در کشور، رقم پایینی تلقی میگردد. ایران حدود یک درصد اقتصاد دریایی دنیا را بدون احتساب منابع نفتی و گازی و حدود ۵/۲ درصد را با احتساب این منابع به خود اختصاص داده است. این در حالی است که از نظر پتانسیل موجود در اختیار کشور، ایران از بین ۱۸۴ کشور در رتبه چهلم قرار دارد، در صورتی که از نظر کسب درآمد وضعیت مطلوبی نداشته و بیشترین فعالیتهای اقتصادی در عرصه سواحل کشور متمرکز در محدوده شهرهای بزرگ ساحلی است.

اولا چرا باید سر از دریا درآورده باشم؟
ثانیا چرا باد باید تا ابد علیه من بوزد؟
ثالثا سانحه هیچ گاه خوش خبر نخواهد بود؟
بگذار گزاره ی « چه دل های خونی در ساحل است»
نتیجه را به این نکشاند که « چه جای خوبی گیر کرده ایم»
چرا که گیر کردن هیچ گاه تسلی بخش نبوده ست.
شما می توانید باد بوزانید!
شما می توانید باد بخوابانید!
شما می توانید نوح بازی در بیاورید
و احدی را حساب نیاورید
اما تصدیق بفرمائید:
غرق، ارث پدری ما ست؛
و هیچ کس نمی تواند مثل غرقی ها
مشت بجنباند و ندانید چرا
و با سر در نیاوردن ها عقوبت تان کند.
خداحافظی شور، منشور ساحل نشینان ست.
لباس ها خالی از آدم به ساحل بر می گشتند
من اما گیر کرده در آب بودم
کمی هاج بودم کمی واج بودم
کمی قایق سوراخ بودم، کمی از مرده های امسال بودم
و بیش از همه صندوقی از صدا بودم که به جایی نمی رسید
چرا که باد علیه من می وزید
و زنده ها را در جنازه ها جا می کرد
بعد استحاله ی پیکر بود
بعد خوراک صورت بود
بعد شما به یکدیگر خسته نباشید گفتید
بعد و بعدها هم از این دست بود
و نتیجتا چه دل های خونی در ساحل است!
حسین باقری
از کتاب « با دهانم در دست تعمیر»
انتشارات سرزمین اهورایی
بهار ۱۴۰۲






