بوشهر پورت

براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

بوشهر پورت

سيد حسام مزارعي
بوشهر پورت براي قايقي كه هيچ بندري مقصد آن نيست تمام بادها موافقند .

«دیدار چهره به چهره مدیرکل و معاونین با کارکنان»

این عکس هم بماند به یادگار از عملکرد روابط عمومی اداره کل در نیمه دوم سال ۱۴۰۲ در پایان «دیدار چهره به چهره مدیرکل و معاونین با کارکنان».

خیلی سوالات مطرح شد و از همان ابتدا نیز مشخص بود که بیشترین حجم از سوالات در بین معاونین به معاون محترم پشتیبانی یعنی آقای راویان برمی گردد.

آقایان کمرخانی ، جاویدی و محمدزاده هم در باب استخدام ایثارگری، بیمه رفاهی و پارکینگ لحظاتی را پاسخگو بودند.

مشکلات رفاهی نیروهای شرکتی، مسکن، تعاونی مسکن، زیرساختی بندر دیلم، رستوران و کیفیت غذا، استخر و ... از دیگر سوالاتی بود که پاسخ داده شد.



تاريخ : شنبه نهم دی ۱۴۰۲ | 17:43 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

مکاتبه جهت دیوار کشی ساحل نشینان جفره

به نقل از کپتن غریبی:

کل احمد جزو کادر درمان و پزشک یار انگلیسی ها در زمان رئیسعلی دلواری بود. فامیل غریبی برگرفته از فامیل ایشان است.

سند پیش رو یکی از مکاتبات دهه سی مردم بوشهر است. کل احمد طبق نامه نگاری به استاندار فارس و بنادر که آن زمان بوشهر جزو استان هفتم کشور یعنی فارس بود درخواست دیوار کشی می کند که پس از این نامه نگاری اقدام به دیوار کشی برای ساحل نشینان جفره می کنند.

سپاس از برادر گرامی روا و سرکار خانم صداقت مدیریت اسناد ملی که تعدادی از اسناد دهه سی تا پنجاه بندر بوشهر را در اختیار من گذاشتند.



تاريخ : شنبه نهم دی ۱۴۰۲ | 17:25 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

بندر دیر

بندر دیر

مدیرکل محترم در نشست دیروز خود با شورای عالی سازمان در سالن ۳۷ نفره از ۹۲ طرح فعال در بوشهر و بنادر تابعه می گفت و اینکه هم اکنون تمام بنادر استان به یک کارگاه عملیاتی تبدیل شده اند.
وقتی به بندر دیر رسید اشاره کرد که عملیات اجرایی احداث چهار پست اسکله رمپ در دست احداث است و انتظار می‌رود تا اردیبهشت سال جدید به بهره برداری برسد. همچنین به واسطه فاصله کوتاه ۱۲۰ مایلی تا کشور قطر، روزانه ۴۰ تا ۵۰ کانتینر یخچالی به کشور یاد شده صادر می‌شود.
با خود می اندیشم که یک زمانی بندر دیر به دلایل متعددی از جمله وجود منطقه حادثه خیز « مطاف»، وجود شناورهای سنتی زیاد، عدم تمکین به دریابست و مهم تر عدم اطمینان از هواشناسی دریایی به عنوان مرکز جستجو و نجات دریایی استان بود و حوادث هم الی ماشاالله.
وقتی پای صحبت ناخدا عباس دیری می نشینی و از آن روزها می گوید، متوجه می شوی که در یک شیفت پانزده روزه کاری هر دو روز یکبار با یک کیس اضطرار روبرو بوده ای و میانگین ۲۰ عملیات در ماه بارها اتفاق می افتاده است. همکاران بخش ارتباطات دریایی که خود نیز جمعی این مجموعه از سال ۸۳ بوده و در کانکس فعالیت خود را در بنادر تابعه همچون گناوه و دیر آغاز نمودیم بر این صحه می گذاریم که در دهه ۸۰ بیشترین عملیات جستجو و نجات در منطقه دیر رخ می داد.
اما چند سالی هست که رویکرد اداره بندر دیر به عنوان کانون تجارت استان بوشهر با کشور قطر ماهیت مرکزیت جستجو و نجات خود را از دست داده و به یک بندر فعال و صادراتی تغییر شکل داده است.
امید اینکه رونق اقتصادی بر پایه توسعه دریامحور هر چه سریع تر در سفره مردم خودش را نشان دهد و این استان زرخیز با این همه نعمت خدادادی آنگونه که شایسته مردمش هست، در تمامی عرصه ها آبادتر و با امکانات بیشتر نمود پیدا کند. البته اگر فعل «خواستن» و به ویژه «مطالبه گری» جزو برنامه تک تک هم استانی ها شود.



تاريخ : پنجشنبه هفتم دی ۱۴۰۲ | 20:5 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

استراتژی هنر انتخاب کردن و کنار گذاشتن است

نقل از یک دوست:

یک روز در گوشه یک نمایشگاه فرصتی دست داد تا با مدیری بر سر میز بنشینم، در لابه لای حرفهای دوستانه و گزارش کارها و ... حرف از مدیریت شد و گفتم در کنار فروشنده بودن "معلم" هم هستم و "استراتژی" درس می دهم.


پرسید استراتژی را چگونه تعریف میکنی؟
کمی فکر کردم، آنها که استراتژی را می شناسند می دانند که ده ها تعریف وجود دارد. به هر حال به حیلت معلمی و بازی کلامی، تعاریفی را به هم جنباندم و معجونی را به خوردش دادم. کمی از پورتر، با عصاره ای مینتزبرگ، با طعمی از هگل با کمی افزودنی از هکس به همراه رنگهای طبیعی و با کمی افزودنی های مجاز!


تمام مدت با لبخند نگاهم کرد. در پایان گفت من درس مدیریت نخوانده ام به همین دلیل ذهنم چندان پیچیده و مجرد نیست. آموخته ام که استراتژی تخصیص بهینه منابع است.


اینکه وقت و سرمایه و نیروی انسانی و دانش و مهارت و تجربه خود را صرف کدام حوزه کنی و از کدام حوزه ها دوری کنی.
استراتژی هنر "انتخاب کردن" و "کنار گذاشتن" است.
هنر اینکه چشم را بر روی کدام مشتری ببندی و از منافعش صرف نظر کنی تا دستانت برای خدمت بیشتر به مشتری دیگر آزاد و رها بماند.


هنر فرار کردن از "وسوسه دستیابی همزمان به همه چیزهای خوب..."


او از نوشیدنی روی میز سرمست بود و من از طعم این عصاره تجربه که هنوز سرمست مانده ام...
دوست داشتم بیشتر حرف بزنم که فردی آمد و آن مرد با خداحافظی شتابزده میز را ترک کرد.


فهمیدم که "استراتژی" به او می گوید که بیش از این "زمانش" را صرف گفتگو با من نکند. بعد از آن متوجه شدم که استراتژی هنر "انتخاب کردن" و "کنار گذاشتن" است.

یوسف خلیفه



تاريخ : چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲ | 20:26 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

به مناسبت زادروز خلیفه

کار قشنگ بچه های خدمات برای آقای خلیفه به مناسبت زادروزش

عرض تبریک به خلیفه عزیز



تاريخ : دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ | 22:42 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

به مناسبت سالروز عملیات کربلای ۴

امروز ۴ دیماه سالروز عملیات کربلای۴

در عملیات کربلای ۴ چه گذشت و کربلای چهار یعنی چه؟🕊

از رزمنده های جنگ و شرکت کننده در کربلای 4 که بپرسید یک جمله شنیدنی دارند که خیلی عجیب است .
می‌گویند: ستارگان آسمان بالای سر اروندرود و نهرخین، صحنه هایی را دیدند که خورشید تا قیام قیامت از دیدن آن محروم است!

خدایا اینان چه دارند میگویند؟
مگر آنجا کجا بوده؟
مگر چه اتفاقی افتاده؟

می‌خواهید بدانید کربلای چهار چه خبر بوده ؟

پس با چشم دل بخوانید:

جنازه بچه ها کنار هم جمع شده بودند،
بعضی‌ها سر نداشتند،
بعضی دست و پا نداشتند، بعضی در لباس غواصی شهید شده بودند،آرام آرام بدن آنها را از سیم خاردار ها جدا می‌کردند و به طناب گره میزدند و در آب رها می‌کردند،
دو نفر بسیجی اول طناب را می‌گرفتند و دو نفر دیگر آخر طناب را که شهدا را به عقب برگردانند
در تاریکی اروند، صفی از پیکر پاره پاره شهدا در آب روان بود،
آن شب اروند شاهد صحنه هایی از منتهاالیه مظلومیت، شجاعت و ایثار بود.😔

فکرم به پرواز درآمد،
✨خدایا:
میان این همه انسان که در شهرها در خانه های گرم و نرم خود خوابیده اند،چند نفر چنین صحنه هایی به مخیله شان خطور می کند؟
چند نفر باور می‌کنند که این جوانان برای امنیت و آسایش آنها اینچنین از همه چیز خود گذشتند؟
چند نفر مظلومیت این بچه ها را شناختند؟

کربلای‌چهار عملیات فریب بود یا نبود!!!
لو رفته بود یا نرفته بود اینها مال دانشکده های جنگ است
آنجا که میگویند اگر انواع و اقسام تجهیزات دارید
اگر پشتوانه ماهواره ای دارید و...

داستان کربلای چهار داستان تکنیک و تاکتیک نیست، داستان عشق است !
داستان اخلاص و ایثار است.
داستان ایمان و باور است.
داستان باور اعتقادات است.

می‌خواهید بدانید کربلای چهار چه خبر بود؟

شب توی سرما بزن به آب، ببینم کدام عقل معاش کدام علم دانشگاه به تن دستور میدهد که برو توی آب !!!

آن غواص‌هایی که در سیاهی‌زمستان عباس‌وار به آب نگاه می‌کردند و دل به دریا می‌زدند
نمیدانم فارغ‌التحصیل کدام دانشگاه جنگ بودند ...
اما آنها استاد مدرسه عشق و گوش به فرمان امام خمینی کبیر قدس سره بودند!

چه می‌دانم شاید آن لحظه خلقتِ انسان، که ملائک به خدا گفتند چرا او را خلق می کنی؟ در حالی که در زمین خونریزی می‌کند و خدا گفت من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید ،

لحظه به دریا زدن غواص ها، دست بسته زنده به گورشدن غواص ها،
لحظه خاک لودر روی صورت ریخته شدن غواص ها،
خدا آنها را نشان ملائکش داد و گفت:
نگاه کنید او بنده من است!

عملیات کربلای چهار پیروزمندانه ترین عملیات تاریخ بعد از کربلای سیدالشهداء بود!!!

درکدام جنگ؟ کدام عملیات؟ کدام یگان رزمی چون این غواص ها، هرازچندگاهی از لا به لای تاریخ سر بر می‌آورند و دوباره به خط میزنند و خاک دنیازدگی و پوچ اندیشی که آینه دل ما را فرا گرفته را کنار میزنند و اینگونه دوباره با آن دست های بسته شده گره های قلوب زنگار گرفته ما را باز می‌کنند
و اصلا خیلی‌ها نمی‌دانند کربلای چهار یعنی چه؟!!

بگذریم که کربلای چهار خود راهکار عملیات پیروز کربلای پنج را به فرمانده هان نشان داد و بعثیهای سرمست از پیروزی ظاهری در عملیات قبلی اصلا به مخیله شان هم خطور نمی‌کرد در فاصله ۲ هفته از همان منطقه عملیات وسیع دیگری شروع شود .

یادهمه شهیدان بالاخص شهدای گردان ابوالفضل ، گردان مالک و دیگر گردان ها ناوتیپ امیرالمومنین بخیر🌺

سلام و درود خدا بر شهدا و جانبازان وآزادگان بازماندگان قافله عملیات کربلای چهار ..🌺

ارسال : دکتر اکبر جعفری



تاريخ : دوشنبه چهارم دی ۱۴۰۲ | 22:35 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

گپی با شما

سلام خدمت همه همرهان گرامی. حاج علی ابراهیم زاده پیشکسوت عزیز بندر وقتی مطالب پر مایه و مفید خود را در گروه همکاران بارگزاری می کند معمولا وقتی بازخورد آن چنانی از همکاران نمی گیرد یک جمله ای دارد: این ها را سرسری نگیرید و مطالعه کنید ... چرا؟ چون آن زحمات و وقتی را که پای تایپ آن به عشق می گذارد و می بیند که آن گونه که باید بازخورد نمی بیند کمی تا قسمتی ابری توی ذوق می خورد.

حالا حکایت ماست. قبل از هر چیز تشکر می کنم از عزیزانی که بازخورد خود را فرستادند و باید نام ببرم از دو مدیر عزیز آقایان راستاد و ارجمندزاده، علی احمدزاده، حاج بهرام نکیسا، محمد غمخوار و... که همواره با بازخورد خود انگیزه می دهند. اما این مطلب اخیر که از یک موضوع تاریخی بندر آن هم هسته ابتدایی اداره کل می گفت انتظار بازخورد بیشتر از همراهان این فضای همدلی داشتم.

این هفته مطالب خوبی بود برای به اشتراک گذاشتن؛ از رویداد کافه دانش که با تمام کاستی ها و موضوع کلی که داشت اما یک فضای خوب رفاقتی مشارکتی را رقم زد و منجر به آشنایی با دوستانی از جمله دکتر الهیاری شد. از ایشان و دیگر دوستان آموختیم. انشالله این رویداد را حال که به تجربه نشسته ایم و مزه خوب آن را چشیده ایم بیشتر از قبل اما این بار در هر معاونت یا بخش با مساله ای جزیی تر داشته باشیم.

از فوتبال دوستانه بین تیم بندر بوشهر و تیم بندر امام(ره) و گفتن از رمضان ملکی عزیز - بزنم به تخته - با سبقه آشنایی چهل ساله آن زمان که در دهه شصت و هفتاد دروازبان تیم آزادی شهرم بود و هنوز که هنوزه همچون عقاب آسیا، احمد عابدزاده تمرین مداوم دارد و روز پنجشنبه واقعا رفلکس بدنی عالی و آن شیرجه هایش مرا به دهه های گذشته برده بود.

از رفتن به مدیریت اسناد و کتابخانه ملی و آن فضای زیبای آرامش بخشی که متاسفانه با سومدیریت کم کم دارد آن ساختمان تاریخی را از حالت ابتدایی اش در می آورد. مگر می شود ساختمان درب چوبی زمان قاجارش پابرجا باشد اما کف را سرامیک کرد؟ مگر می شود فضای روبروی ساختمان و پای درختانی را با این همه قدمت که جزو میراث فرهنگی شده و ثبت ملی شده اند به صورت امروزی در آورد و سنگ سفید کفپوش کرد؟ جالب تر اینکه وقتی با اعتراض کارکنان آن جا قرار می گیرند که شما که سنگ سفید زده اید وقتی میوه مثلا جمبو فرا رسید و زیر درخت ریخت، سنگ کثیف می شود و جلوه بدی می دهد در پاسخ به راحتی بگویی این که مشکلی نیست. اگر دیدیم اینگونه شد درخت را از ته می بریم. جاااان؟ درخت با شناسنامه ملی را می بری؟ آن هم درخت جمبو با قدمت صد و اندی ساله که دیگر به تعداد انگشتان دست هم نیست؟ واقعا جای تأسف دارد.

الغرض! این روز ها که فضای مجازی جولان می دهد، همراهی تان را ارج می نهیم و همراهی تان را بیشتر می خواهیم چرا که: مستمع، صاحب سخن را بر سر ذوق آورد.



تاريخ : شنبه دوم دی ۱۴۰۲ | 19:54 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

نگاهی اجمالی به دهه سی و چهل بندر


**

امروز پیشکسوت بندر منت بر من نهاد و پای به اتاق گذاشت تا پای صحبتش بنشینم. مصطفی صفازاده را می گویم. این بار اتو کشیده و جذاب با آن خوش مشربی و آن حافظه ی بی نظیرش.
دوباره خیش قلم را بر می دارم تا به کمک جناب صفازاده کشتزار گذشته بر بندر را شخم بزنم و از « اولین» های بندر بگویم. از دهه سی و چهل... از هسته ابتدایی بندر ... از اولین شناور ملکی بندر ... از نخستین تجهیزات بندر و...


از هر دری سخن راندیم و در لابلای اطلاعاتی که از پیشینه بندر می داد روایت هایی از کودکی ها و پیشینه مردم بوشهر هم می داد. اینکه در سال ۳۵، هفت سال خشکسالی بود و ایشان چون در شرکت عمران جنوب زیر نظر اداره شیر و خورشید کار می کرد و وقتی که جهت بازدید به روستاهای اطراف بوشهر رفته بود، کدخدا اذعان داشت که مردم در فقر مطلق به سر می برند، لباس مناسب ندارند و مردم رو به آرد کردن هسته های خرمای افتاده بر زمین کرده اند. به همین دلیل با پایتخت در میان گذاشته شد. و پس از مدتی محموله ای از آرد سفید، نوشت افزار، روغن و پارچه رسید و در بین مردم آن آبادی تقسیم شد. زمانی که اقلام به کدخدا داده شد که در بین مردم تقسیم شود با تهدید هم روبرو شد که اگر استعلام گرفته شود و در بین مردم یک گونی آرد و یک روغن و پارچه به هر خانوار برای یک ماه شان داده نشود، اعدام می شود.


یا وقتی صحبت از ورود کشتی ده هزار تنی گندم به لنگرگاه شد و با تشاله ها آن ها را به بندر آوردند به دلیل نبود گندم و خشکسالی، فقط چهار هزار تن آن به سیلوها منتقل شد و مابقی در هنگام تخلیه توسط ملوانان سر از بازار و شهر می آورد. البته با علم بندری ها این کار صورت می گرفت چرا که خشکسالی بدجور فشار روی مردم آورده بود و گفته بودند هر کس می خواد ببره، ببره. گندم ۵ قرانی که به پانزده قران رسیده بود، پس از مدتی در بازار به دو قران رسید.

(من باب مزاح این هم در حاشیه بنویسم که در حین گفت و گو با جناب صفازاده و وقتی از هفت سال قحطی و سپس کشتی گندم می گفت، همکاران برق وارد شدند و در حین بالارفتن از پله با همان جدیت گفتند دارید سناریوی سریال یوسف می نویسید؟)


اما اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی به اداره بندر سال سی و چهل بیندازیم:


اداره بندر در دهه سی خورشیدی و زیر مجموعه گمرکات، در ساختمان شریف پور روبروی دریا - حد فاصل ساختمان شورا تا بنیاد ایرانشناسی- با تابلویی رنگ پریده با عنوان «اداره بندر» بود و کارکنان آن زمان خمیسی، پورکبگانی، میرزا و فیروزپور بودند. ( از آقای عبدالحسین مهربان که هم پیشکسوت دریا هستند و هم خود در آن منطقه حضور دارند، پرسیدم. ایشان اطلاعات خیلی خوبی دادند:

« حول و حوش ۳۷، که بندر از گمرک جدا شد، آقای صحایی تحصیل کرده ایتالیا که اتفاقا خانمش هم ایتالیایی بود و کارمند گمرک بود به عنوان اولین مدیر بندر در ساختمان علوی جنب موزه مردم شناسی کنونی نخستین ساختمان اداری بندر را راه انداختند. پس از یکی، دو سال آقای مهندس افلاطون به عنوان مدیر بندر در ساختمان ایرانی منتهی الیه خیابان ساحلی ( دهقان به ساحلی) بودند و بعدها در بانک ملی ...»

پس از آن ساختمان اداره بندر در ساختمان بانک ملی در کنار مدرسه گلستان برای مدت کوتاهی بود.‌ طبقه فوقانی آن منزل مدیرکل و پایین امور دریایی.

پس از اینکه صفازاده در سال ۴۶، دوره آموزشی ترابری در بندرعباس را به مدت یک سال گذراند - یک سال بعد با حقوق ۴۵۰ تومان و ۱۵۰ اضافه کار یعنی جمعا ۶۰۰ تومان - استخدام بندر شد، ساختمان مرکزی بندر با نفرات محدود در دو اتاق کنار اسکله بین انبارها بود ( دفتر کنونی آقای بشیری دفتر مدیرکل بود). بعدها حدود سال ۵۳ خورشیدی، ساختمان عملیات افتتاح شد و در دهه نود تا به اکنون نیز در برج بندر تمامی بخش های اداری متمرکز شدند.


** هسته ابتدایی بندر را اگر بخواهیم یک نگاه اجمالی در دهه ۴۰ داشته باشیم:


مدیر وقت بندر: مهندس معمارور ( به نقل از کپتن غریبی آقای مهندس معمارور به عنوان اولین مدیرکل بندر نیست و قبل از ایشان آقای شفیعی بود که از عمویش که دو سال پیش به رحمت خدا رفته است و اطلاعات خوبی از پیشینه بندر داشت، شنیده که آقای شفیعی قبل از معمارور بوده است. تلفن را برداشتم و تماسی با آقای مهربان پیشکسوت عزیز و دوست داشتنی داشتم. ایشان از اینکه آقای دشتی قبل یا بعد از معمارور بوده به یاد نداشتند اما خوب به یاد داشتند که بعد از آقای دشتی، مهندس محمودزاده مدیرکل بندر بودند).
معاون: بشیری
حسابداری: میرزا
بعدها کارگزینی: خواجه گانی
- به نقل از کپتن غریبی آقای تنگسیری - ابوی ناخدا شاپور- نیز آن زمان رئیس ثبت شناوران بود-

صفازاده در سال ۴۷ فعالیت خود را با رانندگی تراکتوری که حد فاصل بین اسکله تا انبار، وظیفه انتقال بار را داشت، آغاز کرد. در کنار ایشان سه نفر به نام های غلامرضا عالی حسینی، کریم ارشدی زاده، خلیل خرمایی نیز همان موقع استخدام شدند که به عنوان بارشمار کار خود را آغاز کردند.

از منظر تجهیزات نخستین جرثقیل موتوری که به صورت ثابت بود یک کرین سی جی بی مربوط به شرکت توانیر که آن زمان جهت تخلیه پایه های تیر برق و دکل ها روی اسکله بود و بعدها ملکی بندر شد و روی اسکله باقی ماند. البته قبل از آن نیز یک کرین دستی بود که با کمک دو سه نفر با چرخاندن هندل آن برای تخلیه بار همچون دو، سه کیسه گندم یا ... استفاده می شد. در کنار این، سه جرثقیل جونز انگلیسی و دو لیفتراک که یکی از راننده های آن آقای گلابیان و‌ دیگری مندسن ( محمد حسن) نامی بود.

از منظر انبار، گمرک وقت ۱۳ انبار کوچک و بزرگ فرسوده داشت که سقف آن ها همه آب می داد و مجبور به کشیدن برزنت و‌ پلاستیک روی بارها بود. یک انبار بسیار خوب، نو ساز و با زیرسازی عالی توسط هلندی ها در کنار این انبارهای گمرک به عنوان انبار چهاردهم مربوط به اداره بندر بود که در هنگام ساخت دو پست اسکله و لایروبی کانال دسترسی، ساخته شده بود.

یک لنج چوبی به عنوان تنها شناور ملکی بندر بود که وظیفه بردن مدارک ورودی و خروجی کشتی های در لنگرگاه و تعمیر بویه ها را به عهده داشت. همچنین یک دوبه و بارج نیز برای زمانی که کشتی را به دلیل محدودیت اسکله دبل بنگ می بستند و کشتی دوم را از سمت دریا با بارج یا دوبه تخلیه می کردند. پس از تخلیه نیز بارج را سمت نگین می بستند.( به نقل از کپتن غریبی دو یدک کش ریگ و‌ ریشهر نیز جزو شناورهای ملکی آن زمان بندر بودند که بعدها یعنی سال ۵۲ به بعد شناورهای برنا و سیستان جایگزین آن ها شدند).

آن موقع نه خبری از بی سیم و مخابرات دریایی بود، نه واحدی به عنوان آتش نشانی و نه گارد. البته چون بندر زیر نظر گمرک بود نگهبانان نیز از گمرک بودند. نیاز به پایلوت نبود چرا که به دلیل عمق کانال دسترسی اصلا کشتی ورود نمی کرد و می بایست در لنگرگاه بیرونی بماند و توسط تشاله ها باز به بندر بیاید.
ایشان یک گره تاریخی در ذهن خودم مربوط به یک سازه قدیمی را باز کرد که بسیار از آن خرسند شدم اما فعلا تا اطمینان حاصل کردن، مسکوت می گذارم.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۲ | 11:54 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

هفتمین نمایشگاه بین‌المللی حمل و نقل، لجستیک و صنایع وابسته افتتاح شد

هفتمین نمایشگاه بین‌المللی حمل و نقل، لجستیک و صنایع وابسته در سالن شبستان مصلی امام خمینی ره تهران، افتتاح شد

مهرداد بذرپاش، وزیر راه و شهرسازی در مراسم افتتاح نمایشگاه حمل و نقل:

« سال گذشته در همین مراسم، بنا را بر "رشد و توسعه ترانزیت" و "توسعه سخت‌افزاری و نرم‌افزاری راه‌های مواصلاتی کشور بر مبنای نقشه کلان ایران‌راه" گذاشته بودیم. با وجود محدویت منابع و نبود امکانات وافی و کافی، امروز می‌توانیم سرمان را بالا بگیریم و از رشد ۳۳ درصدی ترانزیت از ایران خبر بدهیم.
تسهیل عبور و مرور کالاها از مرزهای کشور" و " باز تعریف و ایجاد راه ابریشم جدید" برای فعال‌سازی نقش کریدوری ایران، از دیگر راهبردهای این وزارتخانه در سال گذشته بوده است.
وی "ایجاد شرکت‌های بزرگ فورواردری" برای میزبانی و جابه‌جایی بارهای بزرگ در کشور را یکی دیگر از برنامه‌های توسعه برشمرد و شرکت‌های دانش‌بنیان فعال در حوزه حمل و نقل را یکی از بازوهای فکری و اجرایی در وزارت راه و شهرسازی عنوان کرد.
بر اساس این گزارش، در هفتمین نمایشگاه حمل و نقل، لجستیک و صنایع وابسته، که با شعار حمل و نقل هوشمند، ترانزیت و توسعه اقتصاد آغاز به کار کرده است، ۳۱۶ شرکت‌ بخش خصوصی و دولتی حضور دارند.
در این نمایشگاه که هم‌زمان با هفته حمل ونقل در سالن شبستان مصلای امام خمینی (ره) افتتاح شد، سازمان بنادر و دریانوردی نیز با حضور مسئولان و مدیران بنادر تجاری به نمایش دستاوردهای خود می‌پردازند.
غرفه اداره کل بنادر و دریانوردی استان بوشهر نیز در این سه روز برپایی نمایشگاه، برپا و قرار است فردا نیز دو تفاهمنامه مربوط به زون فله مایع مجتمع بندری نگین با حضور وزیر محترم راه و شهرسازی امضا شود. اتفاقی خوب و فرخنده برای استان و گامی رو به جلو در راستای ساخت نگینی آباد.



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ | 17:36 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |

ماشوه شراعی

عکسی تاریخی از ناخدا عبدالرسول غریبی به همراه ماشویه شراعی( قایق بادبانی)، دهه چهل خورشیدی



تاريخ : شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۲ | 7:53 | نویسنده : سيد حسام مزارعي |
<< مطالب جدیدتر         مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By Slide Skin:.